|
|
|
سلام.
با حال و هوای زمستانی در این تابستان گرم شما را به غزلی قدیمی از محمدرضا کهنسال دعوت می کنم. یادآوری کنم ما فقط به دوستانی سر خواهیم زد که نظرات ارزشمندشان را از ما دریغ نکنند و گرنه نوشتن یک متن کلیشه ای در وبلاگهای شعر دردی از شعر دوا نمی کند.(شنیده شده بعضی دوستان شاعر حتی همین کپی و پیست یک متن کلیشه ای را هم به کافی نت ها واگذار می کنند!!!!!!!!!!!) با کوله بار خستگی از ماجرای تو دریک غروب سرد نوشتم برای تو سرخط نامه عرض سلام آشنای من باری رسیده آخر خط آشنای تو دیدی غروب و حال و هوایی گرفته شد سهم دل تپیده من در هوای تو تنهایی تو یک شب تاریک و ماندگار من آن شهاب رد شده از لحظه های تو نامه بدل به نامه اعمال می شود چون سرنوشت خویش نوشتم به پای تو
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 10:55 توسط بروبچه های انجمن ادبی آینه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ دریچه ای به سوی شعر معاصر است.از نقد شما خوشحال می شویم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
وبلاگی برای دانش آموزان آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|