افتاده ام به روی دنیا
افتاده ام
به روی خودم - نمی آورم
من خلیج متصل به هندم
حالا پایم را کشیده ام وسط جاده هایی
که هرگاه برایش از جهانی شبیه تر گفته ام
اتوبوس هایش را بر من ریخته است.
هی ............. مسافر
دارم نقشه می کشم برای نبودنت
چقدر بیایم به خودم
به شبه جزیره هند
به "فکر کن"
فکر کن لعنتی
به مشتی امید تودر توی خط کشی نشده
این سایه ها
که از پشت لبهای این جاده پیاده می رود
بی شک به یاد مسافری است
که به خودش هم نمی رسد
بیچاره مادرم
خوب می دانست که هیچ انتهایی در پیش نیست
مرا گرفت و درست
به پشت اتوبوسی بست
که از کرگی دم نداشت
صمد بهرامی کشکولی